سيد محمد دامادى

14

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

ج 6 ص 407 ] [ ص 198 تاريخ پيامبر اسلام تأليف دكتر محمّد ابراهيم آيتى - تجديد نظر و اضافات از دكتر ابو القاسم گرجى - انتشارات دانشگاه تهران شماره 1779 / 1359 شمسى ] مدينه شهر معروف در حجاز از كشور عربستان سعودى كه نام اصلى آن يثرب بود و پس از هجرت حضرت رسول اكرم ( ص ) بدان شهر ، آن را « مدينة الرّسول » ناميدند و سپس بتخفيف ( مدينه ) گفتند . مدفن حضرت پيغمبر ( ص ) و بسيارى از ياران وى و چهار تن از أئمّهء شيعه ( حسن ابن على ، علىّ بن الحسين زين العابدين ، امام محمّد باقر ، جعفر بن محمّد الصّادق ) سلام اللّه عليهم درين شهر است . چون آزار بر مسلمانان افزايش يافت ، پيامبر آنان را به هجرت به مدينه فرمان داد . آن‌ها از بيم منع قريش ، پنهانى - از مكّه بيرون آمدند و جز معدودى در مكّه نماندند . و چون چنين كردند ، رأى قريش بر اين مقرّر گرديد كه پيامبر را به قتل رسانند . بدين هدف از هر قبيله‌يى نوجوانى را به همدستى در قتل او فرا خواندند تا خونش در ميان قبايل متفرّق و پايمال گردد . و خداوند پيامبرش را به توطئهء فريبكارانه‌يى كه دشمنان برايش - تدارك ديده بودند ، آگاه ساخت و او را به پيوستن به مهاجران و انتشار اسلام در مدينه فرمان داد . و او در سنّ پنجاه و سه سالگى - به منظور آنكه جوانانى كه به قصد غيلهء وى گرداگرد خانه‌اش فراهم آمده بودند - متوجّه نگردند - شبانگاهان به خروج از مكّه و مهاجرت از آنجا دست يازيد . خداوند نيز خواب را بر چشمان جوانان آنچنان بگمارد كه هيچكس او را نديد و علّى بن أبى طالب ( ع ) به منظور اداى امانت‌هايى كه از مردم مكّه ، نزد پيامبر بود - به عنوان جانشين پيامبر - در مكّه ماند . در اين هجرت ، ابو بكر با پيامبر همراهى كرد و آن دو بر آهنگ حركت افزودند تا به « غار ثور » [ كوهى نزديك مدينه ] رسيدند . و چون مشركان ، از شكست توطئهء فريبكارانهء خويش آگاهى يافتند ، خشمگين شده ، و افرادى را به هر سو جهت يافتن آن‌ها فرستادند و صد شتر جايزه براى آن كه پيامبر را بياورد و يا او را بنمايد قرار دادند ، فرستادگان در جست و جوى آن‌ها تا به در غار نيز رفتند . امّا خداى چشمان آن‌ها را از ديدن آنها نابينا ساخت .